مجله رزا

مهمترین راه های فروش آثار هنری

دستاوردهای فعالیت های هنری اعم از آثار هنرهای تجسمی (نقاشی، عکاسی، مجسمه سازی و …) و یا هر نوع خلاقیت و آفرینش هنری دیگر، بدون ارائه به مخاطب یا مصرف کننده نمی تواند مطلوبیت یابد و در نتیجه از گسترش و توسعه بازمی‌ماند. صاحب نظران بازاریابی عمیقاً معتقدند بازاریابی هنر باید مرزها و نقاط اشتراک خود را با مبانی عام بازاریابی تجاری بشناسد. یکی از تفاوت های بازاریابی متعارف و بازاریابی هنر در این است که بازاریابی متعارف یا تجاری به تقاضای بازار واکنش نشان می‌دهد، در حالی که بازاریابی هنر، تمرکز خود را بیش و پیش از رفتار بازار، بر اثر هنری هنرمند قرار می‌دهد.

یکی از اهداف گالری ها و نگارخانه‌ های هنری نیز علاوه بر فراهم نمودن شرایط استاندارد نمایش آثار، کمک به فروش آثار هنرمندان است. در واقع هنرمند می‌بایست از دغدغه‌های فروش آثار به‌دور باشد تا بتواند تمام تلاش، تمرکز و وقت خویش را صرف خلق اثر هنری نماید. امروزه با رواج و گسترش اینترنت، شاهد ظهور گالری‌های آنلاین هنری نیز هستیم. همچنین به موازات آن فروشگاه‌های آنلاین آثار هنری نیز به تدریج در چند سال گذشته پا به عرصه گذاشته‌اند که از مزایای آن می‌توان به فراتر رفتن از مرزها و محدودیت‌های فیزیکی و جذب مخاطبان بسیار بیشتری را اشاره کرد. پس به منظور فروش آثار خود گام‌های زیر را بردارید:

۱- آرشیو منظمی از آثار خود تهیه کنید.

ارائه‌ی قوی یک اصل مهم در بازاریابی ست. تا آنجا که ممکن است سعی کنید پیش از مذاکره با گالری‌ها برای نمایش آثار یا خریداران، آرشیو منظمی از آثار خود را تهیه نمایید. از آثار خود تصاویر با کیفیتی تهیه کنید و به یاد داشته باشید که گوشی‌های موبایل وسیله مناسبی برای عکسبرداری از آثار نیست. اولین مواجهه گالری‌داران و یا خریداران اینترنتی از طریق مشاهده تصویر اثر ( و نه خود اثر) می‌باشد پس سعی نمایید عکس‌برداری از آثارتان را با یک دوربین حرفه‌ای به همراه وسایل نورپردازی انجام دهید. همچنین فراموش نکنید که اطلاعات مورد نیاز را (اعم از عنوان، ابعاد و مدیوم‌های استفاده شده) برای هر اثر ذکر کنید.

۲- آثار خود را برای نمایش به گالری‌ها ببرید.

گالری فضایی ست که به نمایش آثار هنری اختصاص داشته و بصورت رسمی به فروش آثار هنرمندان می‌پردازد. نمایش آثار در یک گالری شانس دیده شدن آن اثر توسط هنرمندان، اساتید، علاقه‌مندان و خریداران آثار هنری را بالا خواهد برد. پس از آن‌که آرشیو با کیفیتی از آثار خود تهیه کردید برای نمایش آثار خود به سراغ گالری های هنری رفته و با آنها ارتباط بگیرید. در این مرحله مهم این است که نا امید نشوید. ممکن است یک گالری به شما «نه» بگوید. نا امید نشوید و به سراغ یک گالری دیگر بروید.

۳- آثار خود را در فروشگاه‌های اینترنتی آثار هنری عرضه کنید.

ممکن است در حین برگزاری نمایشگاه خود در گالری و نگارخانه ها، مشتری برای اثر شما پیدا نشود و یا اصلا موفق به جلب نظر گالری ها برای نمایش آثار خود نشوید. فروشگاه‌های اینترنتی آثار هنری فرصت مناسب دیگری برای فروش است که اثر شما را به طیف وسیعتری از مخاطبان نمایش می‌دهد.

دگرگونی هنر در عصر اینستاگرام

کارخانه‌های سِلفی: پیدایش موزه اینستاگرام

درباره نقش اینستاگرام در رشد و توسعه موزه‌های هنر | بخش نخست

مجله تندیس شماره ۳۶۱ |  ترجمه: علیرضا بهارلو

maxresdefault1

هنگامی که «موزه آیس‌کِریم»۱ در سال ۲۰۱۶ در نیویورک دایر شد، بیشتر یک کنجکاوی گذرا بود تا رقیبی برای مثلا «موزه هنر امریکایی ویتنی» که درست آن طرف خیابان قرار داشت. دیوارهای این موزه را با ته‌مایه‌ای از صورتی سال۲ نقاشی کرده بودند. در یک اتاق، بستنی‌های قیفی، همچون چراغ‌هایی از سقف آویخته شده بود. یک تاب به شکل یک بستنی نانی بزرگ هم وجود داشت؛ و البته استخری پر از پودر بستنی با شکلات‌های ریز. حتی مؤسسان موزه، یعنی مِریئلیس بان۳ و مانیش وُرا۴ هم اغلب در اطراف موزه لباس‌هایی به رنگ آدامس بادکنکی (صورتی) می‌پوشیدند؛ انگار در معرض دید عموم قرار داشتند و از آنها هم رونمایی می‌شد.
Copy of IMG 0036 2 1

اکنون بعد از یک سال و سه شهر، موزه آیس‌کریم جایی برای خود در اینستاگرام به دست آورده. بیش از ۲۴۱ هزار نفر پِیج آن را دنبال می‌کنند و خیلی بیش از این تعداد افراد، تصاویر خودشان را از داخل فضای موزه به اشتراک گذاشته‌اند (اینستاگرام نشان نمی‌دهد که چند عکس در یک جئوتگ (geotag) خاص به اشتراک گذاشته شده، اما بیش از ۶۶ هزار تصویر با هشتگ#museumoficecream  وجود دارد). همه آن گرام‌ها، از موزه آیس‌کریم مکانی مطلوب ساخته. در نیویورک، بلیط‌های ۱۸ دلاری – و در مجموع ۳۰۰ هزار بلیط – ظرف پنج روز گشایش موزه به فروش رفت. در موقعیت سان‌فرانسیسکو موزه، که ماه گذشته افتتاح شد، بلیط‌های تک‌نفره (یک‌طرفه) به مرز ۳۸ دلار هم رسید؛ و در آخر، کل شش ماه کار موزه، ظرف کمتر از نود دقیقه به فروش رفت.
ice cream museum bananas los angeles

مریئلیس بان این مسأله را که اینستاگرام نقش مهمی در شکل‌گیری موزه داشته انکار می‌کند. او می‌گوید: «گمان نمی‌کنم که رسانه‌های اجتماعی نیروی محرّک موزه آیس‌کریم بوده باشند.» با این وجود، سخت است به میان فضای موجود قدم گذاشت و آن را چیزی «جز» پیشینه یا پس‌زمینه‌ای از یک مجموعه‌اینستاگرام دانست. یک اتاق در فضای سان‌فرانسیسکو مملو از ابرهای گیلاس و باسلق‌های ختمی است. در لس‌آنجلس اتاقی وجود دارد با ریسمان‌هایی از موزهای صورتی و زرد که از سقف آویزان شده‌اند. بازدیدکنندگان نود دقیقه وقت دارند تا در موزه گشت و گذار کنند؛ اما اگر عکس نگیرید، دشوار است بتوان تصور کرد آنچه طی این مدت «انجام می‌دهید» چه خواهد بود.
MOICSFSeptember15thSelects 1111

خانم بان، که بیست‌وپنج سال دارد، ظاهرا نسبت به جاذبه یک عکس اینستاگرامیِ خوب و خوش‌ترکیب آگاه است. فید شخصی او شامل تصاویری است از غواصی در هاوایی، معلق شدن از یک تخت‌ خواب (بانوج) در بالای آب‌های فیروزه‌ای مالدیو و همین‌طور بسیاری عکس‌های دیگر از او در داخل فضای موزه خودش در حال ورزش با حلقه لاغری (هولاهوپ) در اتاق، یا لیسیدن بستنی قیفی حین نشستن روی یک تک‌شاخ سفید. بنابراین شاید هدف موزه آیس‌کریم واقعا بزرگتر از اینستاگرام صرف باشد، ولی نمی‌توان انکار کرد که این رسانه اجتماعی نقش مهمی در موفقیت این مکان و موارد مشابه آن نداشته است – مواردی با نورپردازی درست، پس‌زمینه‌ی درست و مقدار درستی شیطنت و شوخ‌طبعی؛ همه به قیمت اَد شدن.
moicfounder IL

هنر در عصر اینستاگرام

اگر رونمایی‌های «اینستاگرامی» حاکی از چیزی درباره فرهنگ مسلطِ سلفی باشند، آغاز این مسأله لزوما در اماکنی مثل موزه آیس‌کریم نبوده است. در واقع شروع آن در اینترنت بود و سپس به هر جای دیگری سرایت کرد – به طبیعت، به رستوران‌ها و حتی به دنیای هنر معاصر.
image

در سال ۲۰۱۵، گالری رِنویک۵ در موزه اسمیتسونین، گالری آنلاین «واندر»۶ را که یک تجربه هنری فراگیر با حضور ۹ هنرمند معاصر بود، راه‌اندازی کرد. آنجا در یک اتاق، رنگین‌کمانی روشن و منشوری‌شکل وجود داشت که از حدود ۱۰۰ کیلومتر نخ ساخته شده بود. اتاق دیگری را با حشرات مرده کاغذ دیواری کرده، و در جای دیگر، ۱۰ برج از کارت‌هایی که روی هم انباشته و به هم چسبانده شده بود، برافراشته بودند. این برج‌ها برای بازدیدکنندگان شبیه صخره‌های آتشفشانی به نظر می‌رسید. این کارنما برای کسانی که آن را تجربه می‌کردند، عجیب، زیبا و البته گیج‌کننده بود؛ و همچنین، اینستاگرام گُلد.
dawe01

واندر در رسانه‌های اجتماعی مشهور شد و بازدیدکنندگان بیشتری را ظرف مدت شش هفته‌ای که این نمایشگاه دایر بود به گالری آورد؛ یعنی چیزی بیش از آنچه موزه طی یک سال به خود دیده بود. رنویک هم از این اقدام استقبال کرد و با پست‌هایی بازدیدکنندگان را تشویق به عکس گرفتن کرد. نیکولاس بل۷، کیوریتور مجموعه، در آن زمان به «واشینگتن پست» گفت: «رک بگویم که همه ما بسیار شگفت‌زده هستیم. تعجب می‌کنم آنها در تلاش‌اند که چه بگویند؟ من در اینجا در حال اینستاگرام کردن (Instagramming) هستم؟ چیزی شبیه این روایتِ جدیدِ اول‌شخص از تجربه موزه است. مجذوب آن شده‌ام.»
843773020

این موضوع سه سال پس از پروژه «اتاق باران» در «مرکز باربیکن»۸ لندن روی داد. این چیدمان – پرده یا پوششی از باران که هنگام راه رفتن زیر آن متوقف می‌شد (بند می‌آمد)؛ چنان‌که گویی عناصر موجود قابل کنترل بود – بعدتر به «موزه هنر مدرن نیویورک»، «موزه هنر لس‌آنجلس کانتی» و سراسر دنیا راه یافت. اما جایی که اتاق باران بیش از همه در آنجا مانده، اینستاگرام است – جایی که هزاران عکس از آن وجود دارد.
3. Rain Room Installation images © Felix Clay. Rain Room Random International 2012. Courtesy of Barbican Art Gallery

جیا جیا فِی۹، مدیر دیجیتال «موزه یهودی نیویورک» که سال قبل یک «تد تاک» Talk TED)10) درباره «هنر در عصر اینستاگرام» ارائه کرد، می‌گوید: «جهان در این نمایشگاه‌های جالب‌توجه که حقیقتا بُعد آنلاین تازه‌ای گرفته‌اند با شدت و ازدیاد مواجه بوده است.» وی ادامه می‌دهد: «وقتی درباره نمایشگاه‌های بسیار اینستاگرامیِ پنج ساله اخیر – مسیر یا جریانی که اینستاگرام در آن حضور داشته – فکر می‌کنید، یایویی کوساما و «اتاق آینه‌های بی‌انتها»ی او […] و سپس هنرمندانی مثل جیمز تورِل یا اتاق باران موزه هنر مدرن نیویورک را به یاد می‌آورید. اینها هنرمندانی هستند که واقعا از مجموعه‌آثار بسیار مهمی برخوردارند، اما [چیدمان‌های خلق‌شده‌] به خاطر رسانه‌های اجتماعی معنای جدید به خود گرفته‌اند.»

اتاق باران برای رسانه‌های اجتماعی طراحی نشده بود، اما موفقیت تمام‌عیارِ آنلاینِ آن خبر از اشتیاق فراوان برای ارائه چنین نمایشگاه‌هایی می‌داد. در برخی شهرها مردم حتی هشت ساعت در صف بودند تا فرصتی برای عکس گرفتن از فضای داخل به دست آوردند. این مسأله تا حدودی ثابت کرد که بازاری در انتظار این کار است.
aae15c4aa03b9929a52a10bfe5b4ff78

پیئرا گلاردی۱۱، مدیر اجرایی و مؤسس برند رسانه‌های دیجیتالی Refinery29، می‌گوید: «متوجه شدم که نمایشگاه‌هایی مثل «کرم‌های شب‌تاب روی آب»، اثر یایویی کوساما، ناگهان این جماعات بزرگ را گرد هم می‌آورد. فکر کردم که موقعیت خوبی برای ماست تا انواع جدیدی از آثار و مفاهیم هنری را در معرض دید عموم قرار دهیم، و البته فضایی خلق کنیم تا آنها به نوعی در آنجا ستاره صحنه باشند.»
2985709941 224370c466 b

امسال سومین سال از اجرای فضای چیدمانی Refinery29 به نام ۲۹Rooms در نیویورک است (این کارنما زمستان به لس‌آنجلس خواهد رفت و بلیط‌های آن، از ۱۹ تا ۸۵ دلار، تقریبا به طور کامل فروخته شده). در این مکان، چیزهایی مثل یک گوی برفی انسانی و یک استخر ابر که از تکه‌های فوم آبی ساخته شده وجود دارد.
Donovan Untitleddetail

گلاردی هم مانند بان بر این باور است که هدف این چیدمان تنها تهیه عکس‌های اینستاگرامی نیست. بعضی اتاق‌ها مضامین عمیق‌تری مانند تصویر بدن و جنسیت را می‌کاوند و صرفا جایی برای عکاسی نیستند. اما او می‌داند که بخشی از دلیلی که مردم برای آن به ۲۹Rooms می‌آیند این است که عکس بگیرند و اذعان می‌کند که این کار هم بخشی – به همان اندازه مهم – از این تجربه است.
donovan01

کلود مونه اوج امپرسیونیست فرانسوی

خالق سبک امپرسیونیسم

کلود مونه که با نام اسکار-کلود مونه نیز شناخته می‌شود، موسس سبک نقاشی امپرسیونیست بوده و یکی از اصولی‌ترین و نقاش پرکار فلسفه‌ی جنبش بیان درک افراد از طبیعت به خصوص مناظر است. واژه‌ی امپرسیونیسم از عنوان یکی از آثارش با نام “Impression, Sunrise ” گرفته شده است.

کلود مونه در ۱۴ نوامبر ۱۸۴۰ در پاریس به دنیا آمد. او فرزند دوم خانواده و از نسل دوم پاریسی بود. در ۱۸۴۵ خانواده‌اش به نرماندی نقل مکان می‌کنند. آرزوی پدرش این بود که وارد کسب و کار خانوادگی که مواد غذایی بود، بشود اما کلود مونه می‌خواست هنرمند بشود. مادرش نیز خواننده بود.

خود نگاره با کلاه بره

خود نگاره کلود مونه با کلاه بره

در سال ۱۸۵۱ وارد مدرسه هنر لو هاور شد و به کاریکاتورهای ذغالیش مشهور بود. در این دوره از معلمان خود مانند ژاک فرانسوا اوشار و اوژن بودن تکنیکهای نقاشی و طراحی را آموخت. در سال ۱۸۵۷ و با مرگ مادرش برای ادامه زندگی به پاریس رفت تا با عمه خود زندگی کند.

در زمان کلود مونه کپی کردن از شاهکارهای قدیمی مرسوم بود در صورتی که مونه تمایل داشت به نقاشی از مناظر اطراف خود مشغول شود. در طول سالهایی که در پاریس زندگی می‌کرد با نقاشان زیادی آشنا شد که مانند ادوارد مانه، از  دوستان و هم سبکی او در امپرسیونیست شدند. در سال ۱۸۶۲ به تحصیل در دانشگاه روی آورد با این که نظر خوبی نسبت به آموزش‌های دانشگاهی نداشت و در این دوره با پیر-آگوست رنوار، فردریک بازیل و آلفرد سیسلی آشنا شد که نحوه‌ی برخورد مشترکی نسبت به هنر داشتند. آنها اثر نور در مناظر آزاد را با ضربات مقطع و سریع قلم نشان می‌دادند که بعدها به سبک امپرسیونیسم شناخته شد.

تابلوی نقاشی “زنی در لباس سبز” مربوط به سال ۱۸۶۶ باعث شناخته شدنش شد و از آثاری است که همسر آینده‌اش کامیل دونسیو، به عنوان مدل در آن حضور دارد. پس از ازدواجشان فرزند اولش ژان در سال ۱۸۶۸ به دنیا آمد و مونه به دلایل مالی برای خودکشی خود را به رودخانه سن انداخت که ناموفق ماند.

زنی در لباس سبز

زنی در لباس سبز

پس از شروع جنگ فرانسه و پروس در جولای ۱۸۷۰، مونه در انگلستان پناه گرفت و در مدت اقامتش در اندن آثار جان کانستبل و جوزف مالرد ویلیام ترنر را مطالعه نمود که آثار نقاشی مناظرشان الهام بخش مونه شدند. در ماه می سال ۱۸۷۱ لندن را به مقصد زاندم، هلند ترک کرد و ۲۵ اثر در آنجا خلق کرد. در اکتبر ۱۸۷۱ به فرانسه بازگشت و تا سال ۱۸۷۸ در روستایی نزدیک پاریس زندگی کرد و تعدادی از بهترین آثار نقاشی خود را در این مدت به روی بوم آورد.

در سال ۱۸۷۲ (یا ۱۸۷۳) مونه نقاشی “احساس، طلوع خورشید” را نقاشی کرد که منظره ‌ای از لوهاور را به تصویر کشیده است. این نقاشی در اولین نمایشگاه امپیسیونیست‌ها به سال ۱۸۷۴ نمایش داده شد و هم اکنون در موزه‌ی مارموتان-مونه پاریس در معرض دید است. منتقد هنری لویس لروی واژه‌ی امپرسیونیسم را از عنوان این تابلو و به قصد توهین برداشت نمود، اما امپرسیونیست‌ها این واژه را برای سبک خود مناسب دانستند.

احساس، طلوع خورشید

احساس، طلوع خورشید

در طی چند سال بعد به چندین شهر و روستا نقل مکان کرد تا در سال ۱۸۸۳ که در ژیورنی، نرماندی ماوا گزید. در این روستا، باغ بزرگی را درست کرد که تا آخر عمر بیشتر زمان خود را در آنجا صرف نقاشی نمود. اصطبلی وجود داشت که هم به عنوان استودیوی نقاشی و هم یک باغ کوچک عمل می‌کرد. با فروش آثارش در این مدت به لحاظ مالی در موقعیت بهتری قرار می‌گیرد تا جایی که ملک ژیورنی، ساختمانه‌های اطراف و باغ آن را نیز خریداری می‌کند. از شروع دهه‌ی ۸۰ و ۹۰ تا انتهای عمرش در ۱۹۲۶، مونه اقدام به کشیده مجموعه‌های نقاشی نمود که در آنها یک سوژه تحت نورپردازی متفاوت و آب و هوای مختلف به نصویر کشیده می‌شد. اولین مجموعه‌اش “خرمن‌ها” بودند که از زوایای متفاوت و در ساعتهای مختلف روز ترسیم شده‌اند. این مجموعه‌ی پانزده‌تایی در سال ۱۸۹۱ در گالری دوراند-روئل به نمایش گذاشته شدند. از مجموعه‌های دیگر او می‌توان به کلیسای جامع روئن، درختان صنوبر، ساختمان مجلس، صبح رودخانه سن، و نیلوفرهای آبی نام برد که مجموعه‌ی آخر در ملک ژیورنی نقاشی شده بود.

کلیسای جامع روئن

کلیسای جامع روئن

مونه عاشق کشیدن طبیعت کنترل شده بود مانند باغش در ژیورنی یا برکه و پل روی آن که در مجموعه‌هایش از املاک و باغ ژیورنی به چشم می‌خورد.

le-pont-japonais-a-giverny-by-claude-monet

باغ ژاپنی

بین سالهای ۱۸۸۳ تا ۱۹۰۸ مونه به مدیترانه سفر کرد و به نقاشی از مناظر زمینی و دریایی و بناها پرداخت. مجموعه‌ی بسیار مهمی را نیز از ونیز گردآوری نمود. همچنین دو مجموعه از مناظر پارلمان و پل چارینگ کراس لندن تهیه کرد.

پل چارینگ کراس، لندن

پل چارینگ کراس، لندن

در حوالی سال ۱۹۱۱ بود که اولین علائم آب مروارید در وی پدید آمد. در جنگ جهانی اول مجموعه‌ای از درختان بید را به عنوان ادای احترام به سربازان فرانسوی رسم کرد.

بید مجنون

بید مجنون

به علت آب مروارید دو بار در سال ۱۹۲۳ تحت عمل جراحی قرار گرفت. و موضوع جالب توجه این است که نقاشی‌های دورانی که آب مروارید چشمانش را تحت تاثیر گذاشته بود داراری یک ته زمینه‌ی قرمزی هستند که خصوصیت این افراد است، و بدین ترتیب حتا برخی از مناظر نیلوفرهای آبی را دوباره نقاشی کرد که در آنها این بار بر رنگ آبی تاکید بیشتری شده است.

claude-monet

نیلوفرهای آبی

مونه به علت سرطان ریه در ۵ دسامبر ۱۹۲۶ در سن ۸۶ سالگی درگذشت و پیکرش در گورستان کلیسای ژیورنی دفن شد. املاک و باغ معروفش توسط وارثین او در سال ۱۹۶۶ به آکادمی هنرهای زیبای فرانسه واگذار گردید که از طریق موسسه کلود مونه خانه و باغ در سال ۱۹۸۰ برای بازدید عموم باز شد که یکی از جذابیت‌های توریستی منطقه می‌باشد.

سالها پس ازمرگش آثار او به مبالغ هنگفتی خریداری شدند. در سال ۲۰۰۴ درست صد سال پس از اجرای آن توسط مونه، تابلوی “پارلمان لندن، اثر نور در مه”، به قیمت ۱/۲۰ میلیون دلار آمریکا به فروش رفت.

ساختمان پارلمان، اثر مه

ساختمان پارلمان، اثر نور در مه

در سالهای بعد دو تابلوی او به سرقت رفت که یکی از آنها هیچگاه پیدا نشد. پس از آن در حراج کریستیز ۶ می  ۲۰۰۸ نیویورک تابلوی “پل راه‌آهن آرژنتوی” مربوط به سال ۱۸۷۳ توسط یک خریدار ناشناس به قیمت ۵/۳۶ میلیون دلار آمریکا خریداری شد.

پل راه‌آهن آرژنتوی

پل راه‌آهن آرژنتوی

همچنین تابلوی “برکه‌ی نیلوفرهای آبی” در ۲۴ ژوئن ۲۰۰۸ به قیمت تقریبی ۷۲ میلیون دلار آمریکا به فروش رفت.

نیلوفرهای آبی

نیلوفرهای آبی

بزرگ ترین رویداد دنیای هنر - پنجاه‌وهفتمین دوسالانه ونیز

المپیک دنیای هنر
به بهانه برگزاری پنجاه‌وهفتمین دوسالانه ونیز (۲۰۱۷) برگردان علیرضا بهارلو مجله تندیس شماره‌های ۳۵۱ و ۳۵۲

امروزه در دنیایی که از هراس و ناسازگی آکنده است، هنر مهم‌ترین و باارزش‌ترین عامل و پدیده انسان‌ساز شمرده می‌شود. هنر بستر نهایی اندیشه، بیان فردی، آزادی و پرسش‌های بنیادی است. هنر قلمرو مطلوب رؤیاها و آرمان‌شهرهاست؛ بن‌مایه فعل‌وانفعال روابط انسانی‌ای که ریشه‌هایمان را هم به طبیعت و هم به عالم وجود پیوند زده و تا بُعدی معنوی ارتقا می‌دهد. هنر واپسین سنگر است؛ بوستانی است برای کاشت و پرورش روش‌ها، گرایش‌ها و علایق شخصی؛ بدیل و جایگزینی است بی‌ابهام برای فردیت و بی‌اعتنایی و میان‌مایگی. کارش خودسازی و پاک‌داشت نفس است. هنر در زمانه نابسامانی‌ها و ناخوشی‌های همه‌گیر، زندگی را در آغوش می‌کشد، حتی اگر تشکیک و ناباوری – ناگزیر – از پی هرچیزی در کمین باشد. در این بحبوحه، رسالت و صدای هنرمند بیش از هر زمان دیگری در میان مجادلاتِ هرروزه احساس می‌شود و به گوش می‌رسد. درواقع از خلال همین پیشگامی‌ها و ابتکارات فردی است که جهانِ فردا شکل می‌گیرد و – هرچند یقینا نامعلوم – اغلب به‌بهترین وجه ممکن توسط هنرمند (در قیاس با هر فرد دیگری) به صرافت درک و دریافت می‌شود.
Visitors look at the installation to Lina Condes at Palazzo Pisani opening at Art Biennale at Fondazione Prada on May 12 2017. 1 1

پنجاه‌وهفتمین دوره برگزاری «دوسالانه‌ ونیز» (۲۰۱۷) که گاه از آن با‌‌عنوان «المپیک دنیای هنر» یاد می‌شود، سیزدهم ماه مه، همچون گذشته، با ارائه و نمایش آثار صدها هنرمند از گوشه‌وکنار جهان گشایش یافت. دوسالانه ونیز را باید معتبرترین کارنمای هنر معاصر جهان دانست که از ویژگی‌های بارزش مهیاکردن بسترهای لازم برای حضور بزرگان هنر جهان و همچنین هنرمندان کمترشناخته‌شده است.
The Golden Tower by James Lee Byars

برای بازدید از این رویداد هنری وقت کافی در اختیار همه است، چراکه دوسالانه ونیز مثل سابق تا واپسین ماه‌های سال (۲۶ نوامبر) دایر خواهد بود و آثار و غرفه‌های متعددی برای دیدن دارد. دراینجا علاوه بر ۸۶ شرکت‌کننده ملّی و رسمی که در غرفه‌های کشورها در فضای جاردینی۱ (در یک محوطه سابق کشتی‌سازی به نام «آرسنال»۲ و دیگر اماکن ونیز) به ارائه آثار می‌پردازند، صدها رویداد جانبی و ثانوی در کاخ‌های تاریخی، کلیساها و موزه‌های سرتاسر شهر و جزایر اطراف در جریان است.
Lorenzo Quinns installation Venice

پائولو باراتّا۳، رئیس دوسالانه، درباره این دوره از برنامه می‌گوید: ما طبق عادت، دوسالانه ونیز را جایگاهی برای تحقیق و تفحّص تعریف کرده‌ایم. ما بنا‌به‌عرف، این مسأله را بدون درنظرگرفتن مضمون و رویکرد نمایشگاه، تکرار خواهیم کرد. بی‌ینال ونیز باید خود را به‌عنوان جایگاهی مطرح سازد که روشش – و تقریبا دلیل وجودی‌اش – به گفتمانی آزاد میان هنرمندان و همچنین هنرمندان و عموم اختصاص یابد. درواقع چنین شیوه و روحیه‌ای در هر دوسالانه‌ای که طی سال‌های گذشته برگزار شده، تأیید و تثبیت شده است.
Phyllida Barlows monumental sculptures in the British pavilion. Photograph by Ruth Clark courtesy of the artist the British Council and Hauser Wirth

وی ادامه می‌دهد: این دوسالانه هنری از انسان‌گرایی یا اصالت بشر (اومانیسم) الهام گرفته است؛ آن نوع اومانیسمی که استعداد و تواناییِ هنریِ آدمی را درجهت روی‌گردانی از تحکّم و سیطره قدرت‌های حاکم بر جهان تجلیل و تقدیس می‌کند – قدرت‌هایی که چنانچه به ابزار و تمهیدات خود واگذاشته شوند می‌توانند اوضاع و جوانب جامعه انسانی را وخیم‌تر کنند. این به‌واقع اومانیسمی است که اقدام و کنش هنری در آن درحکم اقدام و کنش «پایداری»، «آزادی» و «بخشندگی» تلقی می‌شود.
A sculpture from the Damien Hirsts exhibition Treasures From The Wreck Of The Unbelievable is seen at Palazzo Grassi Credit AwakeningGetty

در بی‌ینال ونیزِ سال جاری، «ویوا آرته ویوا» (Viva Arte Viva)، به‌عنوان بخش مرکزی دوسالانه، نمایشگاهی ویژه را به کیوریتوری کریستین مِیسِل۴ به صحنه خواهد برد. ویوا آرته ویوا، به‌گفته میسل، درحقیقت یک فریاد است؛ فریادی پُرشور برای هنر و جایگاه هنرمند. ویوا آرته ویوا دوسالانه‌ای است که همراه هنرمندان، به‌دست هنرمندان و برای هنرمندان طراحی شده و درباره‌ی فرم‌هایی است که آنان مطرح می‌کنند، مسائلی که به پرسش می‌گذارند، روال و روش‌هایی که توسعه می‌دهند و شیوه‌هایی که برای زیستن برمی‌گزینند.
A visitor looks at his mobile phone as he visits the Proper Time installation by Lee WanVenice Italy May 10 2017

ویوا آرته ویوا به‌جای پرداختن به موضوع و مضمونی واحد، مسیری پیش روی می‌گذارد که آثار هنرمندان را قالب‌ریزی کرده و شکل می‌دهد و بستری را مهیا می‌سازد که معطوف به ایجاد و فهم روابط، پژواک‌ها و اندیشه‌هاست. این سفر و سیاحت در مسیری با «۹ فصل» (همانند فصول یک کتاب) خود را آشکار می‌سازد. مسیر حاضر با دو حوزه مقدماتی در «پاویون مرکزی»، شامل «پاویون هنرمندان و کتاب‌ها»۵ و «پاویون بیم‌ها و خوشی‌ها»۶ آغاز شده و با هفت حوزه دیگر در «آرسنال» ادامه پیدا می‌کند. این هفت حوزه عبارتند از: «پاویون محوطه عمومی»۷، «پاویون زمین»۸، «پاویون سنّت‌ها»۹، «پاویون شمن‌ها»۱۰، «پاویون دیونیسوس»۱۱، «پاویون رنگ‌ها»۱۲ و «پاویون زمان و ابدیت»۱۳.
project UNDER ONE SUN The Art of Living Together by HYPNOTICA Visual Elvin Nabizade on May 11 2017 in Venice.

البته گفتنی است که میان پاویون‌های مختلف که همچون فصول یک کتاب در هم جاری می‌شوند، هیچ‌گونه تفکیک فیزیکی وجود ندارد. این ۹ اپیزود – از «پاویون هنرمندان و کتاب‌ها» تا «پاویون زمان و ابدیت» – داستانی را روایت می‌کنند که اغلب پراکنده و پُرگریز و گاه مهمل و پرتناقض است و در خلال آن، راه‌هایی انحرافی وجود دارد که نشان از پیچیدگی‌های جهان دارند – تعدّد و تکثّر رویکردها و انواع روش‌ها و رویه‌ها. نمایشگاه حاضر به‌مثابه یک تجربه است؛ جنبشی برونگرا از خود به دیگری، و به‌سوی فضایی مشترک در آن‌سوی گستره‌های تعریف‌شده.
A visitor looks at the installation called Imitazione di Cristo of Roberto Cuoghi

ویوا آرته ویوا همچنین در پی انتقال نوعی انرژی مثبت و سازنده است که حین تمرکز بر هنرمندان جوان، افرادی را که خیلی زود از دنیا رفته‌اند یا آنهایی را که علی‌رغم اهمیت آثارشان کماکان ناشناخته مانده‌اند بار دیگر کشف می‌کند. چنین یافت‌ها و بازیافت‌هایی راه را در هر غرفه برای معاشرت و تبادل افکار هنرمندانی از چند نسل مختلف هموار می‌سازد و چشم‌اندازهایی را پیش روی سؤالاتی که اغلب در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ مطرح می‌شد می‌گشاید. این‌گونه مسائل بار دیگر ازسوی هنرمندان در دنیای امروز – که شاهد تغییرات مداوم اجتماعی و انسانی است – مطرح می‌شوند. گزاره‌ها و تفاسیر هنرمندان منوط به فرم‌ها و قالب‌هایی است که دغدغه‌های جامعه مدنی را بازمی‌تابانند. بااین‌وجود ممکن است هنر جهان را تغییر نداده باشد اما همان عرصه‌ای باقی خواهد ماند که می‌تواند دگرگون و بازآفریده شود.The collaterals exhibition Future Generation Art Prize @ Venice 2017 of Victor Pinchuk Foundation photographed on May 12 2017.

نمایشگاهِ امسال کار خود را با «پاویون هنرمندان و کتاب‌ها» (نخستین از موارد پیش‌گفته) شروع می‌کند – دیالکتیکی که کل جامعه معاصر را، ورای شخص هنرمند، دربرمی‌گیرد و سازمان جامعه و ارزش‌های آن را مخاطب خود می‌کند. هنر و هنرمندان در کانون نمایشگاهی جای می‌گیرند که با آزمودن شیوه‌های کاری و روش‌های آفرینش هنری‌شان آغاز می‌گردد – چیزی میان بطالت و عمل، فراغت (otium) و عدم فراغت (negotium).

از دیگر موارد قابل‌توجه در این دوره از بی‌ینال ونیز، حضور ۱۲۰ هنرمندی است که به نمایشگاه کیوریتور دعوت شده‌اند – ۱۰۳ نفر از آنها برای نخستین بار. برخی هنرمندان به‌تازگی کشف شده‌اند و بسیاری دیگر مجددا. جرأت و جسارتِ چنین گزینش‌هایی، از دیگر نمودهای بارز و ملموسِ حس اطمینان و اعتماد دست‌اندرکارانِ دوسالانه در دنیای هنر است و رویارویی مستقیم با هنرمند، به‌همراه برنامه‌ای که به‌لحاظ ابعاد و اندازه بی‌سابقه به‌نظر می‌رسد، مسأله‌ای است که به رویدادی راهبردی بدل می‌شود.
A visitor takes a selfie in front of installation called Escalade Beyond Chromatic Lands of the American artist Sheila Hicks

«غرفه کتاب» هرساله مجموعه‌ای از آثاری را که هنرمندان برای «کتاب‌نگاری» (بیبلیوگرافی) نمایشگاه ارسال می‌کنند در خود جای می‌دهد. این بخش، امسال از هنرمندان درخواست کرده تا آثار منتشرشده‌ای را نیز که در آموزش و پرورش هنری آنان مهم و مؤثر بوده‌اند ارسال کنند. چنین اقدامی سبب توسعه و غنای بیشتری بخش مربوط شده است.

در پنجاه‌وهفتمین دوره دوسالانه ونیز ۲۰۱۷، ۸۶ شرکت‌کننده از ملل مختلف به‌همراه ۲۳ رویداد جانبیِ هم‌زمان و طرح ویژه «پاویون هنرهای کاربردی»۱۴ (با همکاری موزه ویکتوریا و آلبرت لندن)، درراستای ایجاد پلورالیسمی از صداهای گوناگون که مشخصه بی‌ینال به‌حساب می‌آید، هم‌رأی و دوشادوش یکدیگر فعالیت می‌کنند. در تمام مدت برنامه، از آغاز تا پایان، بخش‌های موسیقی، تئاتر و سینما درکنار کارگاه‌های مرتبطِ کالجِ بی‌ینال نیز فعال خواهند بود و بسیاری از آنها در جایگاه‌های نمایشگاه در آرسنال (ونیز) برگزار خواهند شد. خلاصه کلام آنکه دوسالانه ونیز را دوسالانه‌های متعددی احاطه کرده‌اند.

روش های تشخیص نقاشی رنگ روغن از اکریلیک

روش های تشخیص نقاشی رنگ روغن از اکریلیک

فریدا کالو شکست ، زندگی ، موفقیت

فریدا کالو شکست ، زندگی ، موفقیت

کوبیسم

کوبیسم  کوبیسم  کوبیسم  کوبیسم